ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

160

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

« هركس لطف يقين را حس كند ، ديگر از گفت‌وشنود و سؤال بىنياز مىگردد و كسى كه اين معنى را درك نكند ، در جهل فرورفته و در چاه عجب سرنگون گرديده و بوسيلهء هواى نفس بجاى يقين گرفتار عكس آن خواهد شد و به علت عادات بد از جزئيات دانش محروم است ؛ « اظهار بىتابى و ناراحتى در مصيبت بدوستان بهتر از صبر است ، ولى صبر در مصيبت خويش بهتر از بىتابى است ؛ « هيچ‌چيزى در تغيير رفاه و نعمت مؤثرتر از ستم‌گرى نيست ؛ « هركس طالب خدمت بزرگان باشد ولى اداب آن را نداند از سلامت و آسايش به زحمت و مشقت خواهد افتاد ؛ ترقى و بزرگى مشكل ولى تنزل به پستى آسان است » . « حنين بن اسحاق گفت : اين قبيل اداب و حكم اولين چيزى است كه حكماء در سال اول با خط يونانى بشاگردان مىآموزند ، سپس آنها را بشعر و علم نحو آنگاه به حساب و بعد به هندسه و دنبال آن بعلم نجوم و علم طب و پيرو آن به علم موسيقى و از آن پس به علم منطق و بعد از منطق آنان را به فلسفه ترقى مىدهند ؛ « اين علوم از آثار علوى مىباشند و اين ده علم را شاگرد در ظرف ده سال بايد بياموزد . چون افلاطون استعداد و هوش ارسطو را ديد و دانست آنچه را كه خود به نطافورس درس داده بود ، همه را ارسطو ياد گرفت و فهميد و ديد كه پادشاه امر به مراقبت و اداره او كرده است ، تصميم گرفت نسبت به او توجه خاص نمايد . لذا به او توجه و اقبال كرد و اين علوم را يك‌يك به او تعليم داد ، تا آنكه علوم ده‌گانه را به خوبى آموخت و فيلسوف و حكيم جامعى گرديد » . « من مىگويم : از كلمات ارسطو كه خود از پايه‌هاى سلامتى محسوب شده اين است كه گفت : « از كسى كه آب انگور مىآشامد و نان و گوشت مىخورد و در حركات و سكنات